ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٠  کلمات کلیدی:

 

 

    × آنچه هست خاک

         آنچه می شود برگ

            گرمی دست های تو....*

 

 


 
 
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی:

    * چشم به دهان ما دوخته

         گوش به صدای خود دارند

      با چشم هایی گشاده

         قد علم کرده ام

         برابر همه آواها

           چونان پیکره های تل اسمر.*

 

 

 

پ.ن:

تل اسمر منطقه ای در بین النهرین بوده متعلق به تمدن سومر که پیکره های شاخصی داشته.درشتی چشم از مواردی است که در بیشتر چهره های به جای مانده از هنر بین النهرین دیده می شود. چشم که از نافذترین اعضای بدن است همواره به عنوان دریچه ی روح مورد توجه بوده است.


 
 
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی:

 * دست هایم نم کشیده اند

  بس که اشک هایم را

                 نگه داشته ام

  که بیایی ببینی

  بی تو چه بارانی می بارد.*

                                 


 
 
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱۱  کلمات کلیدی:

 

  * رو در رو به تماشا نشسته مرا

          آغاز می شود

      رویش تمامی اش در من.*

                      


 
 
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳  کلمات کلیدی:

 

   *همه فریاد می زنند

       آنچه من می شنوم سکوت است.*

   روی کاغذم مثل همیشه یک خورشید کشیده ام و گل ها و علف هایی که زیر نورش نوازش   می شوند.

   به کاغذ های من خورشید جای محکمی دارد.


 
 
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٥  کلمات کلیدی:

*وقتی سکوت می شوم

  بارش سنگین سخنان را

فریاد که می شوم

  همان کلام همیشگی را

چشمانم که بسته می شود

چشمان گشوده ام

    هر دو سو تویی.*


 
 
ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧  کلمات کلیدی:

* خطوط بی راهه ی دستانم

  در خطوط پر رنگ دستانت

               مسیر می یابند.

  تمامی مسیرهای به تو را،دوست دارم.

  از خطوط بی راهه ی دستانم

  خیابان های بینمان

  فیبرهای نوری

  تا همین هوا

  که هزاران خطوط گمشده دارد.*


 
 
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤  کلمات کلیدی:

* در نهاد لحظه های گذرا

  در نهان همه ی آنچه پیش روست

   تصویری از تو نقش دارد.*


 
 
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸  کلمات کلیدی:

* به پایان هر راه توشه را زمین گذاشته به نظاره می نشینم اش

  جای بسیارها خالی است....

  و بار سنگین تر از هر بار.*


 
 
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧  کلمات کلیدی:

* نشسته بر بلندی دیواری که دیگرانش ساختند....

 یا بر عمق گرمی درونی که خود ساختی....

 هر لحظه صدایی به گوش می آید....*


 
 
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳٠  کلمات کلیدی:

 

*سکوت من از فریادهای

 بغضی است مانده در گلوی تو.*


 
 
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۸  کلمات کلیدی:

*دلتنگی هایم

هر بار فزونی می یابد

هر بار که به خیابان می روم

و بر اتفاق

تو را هیچ کجا نمی بینم.*

 


 
 
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٤  کلمات کلیدی:

 

آنچه اهمیت دارد با چشم سر نمی توان دید.

*و ستاره ها همچنان در آسمان می درخشند....*


 
 
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٤  کلمات کلیدی:

 

*گل های بالشم قد کشیده اند

  بس که هر شب آبشان می دهم.*


 
 
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦  کلمات کلیدی:

* دنیای پیش روی ما

دشت حاصل خیزی است

خود را در آن کاشته

    بارور می شویم

            از تمامی خوبی ها.

خورشیدی تابان.

ابرهای پر باران.

جوانه ها که می رویند.

شب که بوی ما می گیرد.

جاری شده

پیش می رویم

در همه ی تشنگی ها*


 
 
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٦  کلمات کلیدی:

* چراغ ها را خاموش می کنی

       فتیله های بسیار را

       روشن نگاه می دارم.


کلمات راه جاری شدن ندارند

    حبس می شوند

در بسته های مجازی ام.


موج می شوند

حرف های ناگفته در شریان هایم

    هجوم می آورند به صدایم

    می خورند به صدایت

              سکوت می شود.*


 
 
ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳  کلمات کلیدی:

*در هر نقطه

باغچه ای از گل می کارم.

.

.

.

.

اکنون دنیایی دارم

که بر تلخی هایش

گل هایی بس زیبا رویده*


 
 
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۳  کلمات کلیدی:

* وقتی تو نیستی

همه جای این شهر صدا می دهد.

انگشتان چیزی می گویند.

فریادی به زبان می آید.

صدای ماشین ها موتورها بالا می گیرد.

عابران اندک می شوند.

هیچکس تو نیست.

میله های ساختمان صدایت می زنند.

شهر یکسره فریاد است.*

 


 
 
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸  کلمات کلیدی:

*از تو می گریزم

و

در جستجوی توام*


 
 
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱  کلمات کلیدی:

*قرمزی ناخن هایم

رنگم را پنهان می کند

صد من یک غازهایم

درونم را*


 
← صفحه بعد